وبلاگ شخصی داوودقادرزاده

پیام های کوتاه
تبلیغات
Blog.ir بلاگ، رسانه متخصصین و اهل قلم، استفاده آسان از امکانات وبلاگ نویسی حرفه‌ای، در محیطی نوین، امن و پایدار bayanbox.ir صندوق بیان - تجربه‌ای متفاوت در نشر و نگهداری فایل‌ها، ۳ گیگا بایت فضای پیشرفته رایگان Bayan.ir - بیان، پیشرو در فناوری‌های فضای مجازی ایران

اشتغال یک زن= بیکاری یک مرد= بی شوهر ماندن زن= عدم باروری وتداوم نسل

هرروز با افزایش نقش زنان درعرصه های فرهنگی، اقتصادی وسیاسی درجهان هستیم، این مساله تا جایی است که زنان  وظایف اصلی خود را فراموش کرده وبسیاری ازحقوق اساسی وحتی انسانی خودرا  ازدست داده اندو به کالایی برای دست یابی به اهداف دیگران تبدیل شده اند.

زنان که روزگاری به عنوان زیربنا وپایه اساسی تربیت اجتماع شناخته می شدندحال، به ابزاری تجاری وتبلیغاتی تبدیل شده اندو این مساله به وفور درجامعه ،زیرسایه مدعیان حقوق زنان به چشم می خورد.

ازآنجا که مردان به عنوان نان آور خانواده شناخته می شوند ، اشتغال زنان درپست هایی که مردان باید باشند تبعات ناگواری رابه جامعه واردمی کند که قبل از هرکسی زنان   خود زیان دیده  اصلی آن خواهندبود.

متاسفانه برخی از کارفرمایان با سوء استفاده از شرایط  وبا شعارهای فمینیستی، اقدام به استخدام زنان با یک سوم، یک چهارم وحتی یک پنجم حقوق یک مرد کرده  وعلاوه بربهره برداری از آنان به عنوان یک ابزار تبلیغاتی،  علناً  آنان  را استثمار می کنند، استثمار وبهره کشی از زنان تاجای است که کمتر مکانی رامی توان یافت که از زنان به عنوان یک ابزارتبلیغی ونیروی کار تقریباً رایگان بهره نبرده باشد.

جدای از  رعایت حقوق زنان به منظور رفع تبعیض‌ها و مشکلات آنان، سوء استفاده ازآنان و واشتغال نامناسب  وبی رویه زنان تبعات منفی وزیان باری رابرای جامعه به بارمی آوردکه به چند نمونه زیر می توان آشاره کرد:

  1.  کاهش  تمایل به ازدواج  وافزایش سن  ودرنتیجه افزایش سیل عظیمی از دختران بازمانده ازتشکیل زندگی مشترک که خود مولد بسیاری ازمشکلات اخلاقی واجتماعی است.
  2. اشتغال یک زن دربسیاری ازموارد برابراست با بیکاری یک مرد واین یعنی ناتوانی مردددر ازدواج به دلیل بیکاری که بازهم  به معنی عقب افتادن تشکیل زندگی هم در مردان وهم زنان است.
  3. استخدام زنان بیشتربا اهداف تجاری وتبلیغاتی برخی از کارفرمایان صورت می گیرد، چراکه با کمترین حقوق ازآنان بهره برداری می کنند وبه عنوان یک ابزارتبلیغی نیز ازآنان بهره می برند.
  4. با اشغال جای مردان توسط زنان، علاوه برمسائل فوق موجبات کاهش باروری وکاهش جمعیت نیز به منظور حفظ شغل در زنان، به دلیل بی میلی به داشت فرزند بیشتر می شود.

ازاین رودر شرایط فعلی اقتصادی که بیکاری به مساله ای بحرانی درجامعه تبدیل شده است، ضروری است که مسئولان وکارفرمایان مردان را در اولویت استخدام قراردهند ومدعیان حقوق زنان نیز به این نکته توجه کنند که وقتی مردی شغل پیدا می کند زنی هم شوهردارمی شود ولی عکس آن صحیح نیست.

باید مسئولان از استثمار واستفاده تجاری از زنانجلوگیری کنند وبا توجه به شرایط فعلی اقتصادی اولویت کاررادرمکان هایی که نیاز به حضور زنان ضروری نیست به مردان اختصاص دهند.

خانواده ها نیز باید باهوشیاری از این مساله به آسانی گذرنکنند و مانع از سوء استفادهاز بانوان در مراکز ی چون پست بانک ها ، د فاتربیمه و فروشگاه ها شوند.داوود قادرزاده

اشتغال یک زن بیکاری یک مرد بی شوهر ماندن زن عدم باروری وتداوم نسل

هرروز با افزایش نقش زنان درعرصه های فرهنگی، اقتصادی وسیاسی درجهان هستیم، این مساله تا جایی است که زنان  وظایف اصلی خود را فراموش کرده وبسیاری ازحقوق اساسی وحتی انسانی خودرا  ازدست داده اندو به کالایی برای دست یابی به اهداف دیگران تبدیل شده اند.

زنان که روزگاری به عنوان زیربنا وپایه اساسی تربیت اجتماع شناخته می شدندحال، به ابزاری تجاری وتبلیغاتی تبدیل شده اندو این مساله به وفور درجامعه ،زیرسایه مدعیان حقوق زنان به چشم می خورد.

ازآنجا که مردان به عنوان نان آور خانواده شناخته می شوند ، اشتغال زنان درپست هایی که مردان باید باشند تبعات ناگواری رابه جامعه واردمی کند که قبل از هرکسی زنان   خود زیان دیده  اصلی آن خواهندبود.

متاسفانه برخی از کارفرمایان با سوء استفاده از شرایط  وبا شعارهای فمینیستی، اقدام به استخدام زنان با یک سوم، یک چهارم وحتی یک پنجم حقوق یک مرد کرده  وعلاوه بربهره برداری از آنان به عنوان یک ابزار تبلیغاتی،  علناً  آنان  را استثمار می کنند، استثمار وبهره کشی از زنان تاجای است که کمتر مکانی رامی توان یافت که از زنان به عنوان یک ابزارتبلیغی ونیروی کار تقریباً رایگان بهره نبرده باشد.

جدای از  رعایت حقوق زنان به منظور رفع تبعیض‌ها و مشکلات آنان، سوء استفاده ازآنان و واشتغال نامناسب  وبی رویه زنان تبعات منفی وزیان باری رابرای جامعه به بارمی آوردکه به چند نمونه زیر می توان آشاره کرد:

  1.  کاهش  تمایل به ازدواج  وافزایش سن  ودرنتیجه افزایش سیل عظیمی از دختران بازمانده ازتشکیل زندگی مشترک که خود مولد بسیاری ازمشکلات اخلاقی واجتماعی است.
  2. اشتغال یک زن دربسیاری ازموارد برابراست با بیکاری یک مرد واین یعنی ناتوانی مردددر ازدواج به دلیل بیکاری که بازهم  به معنی عقب افتادن تشکیل زندگی هم در مردان وهم زنان است.
  3. استخدام زنان بیشتربا اهداف تجاری وتبلیغاتی برخی از کارفرمایان صورت می گیرد، چراکه با کمترین حقوق ازآنان بهره برداری می کنند وبه عنوان یک ابزارتبلیغی نیز ازآنان بهره می برند.
  4. با اشغال جای مردان توسط زنان، علاوه برمسائل فوق موجبات کاهش باروری وکاهش جمعیت نیز به منظور حفظ شغل در زنان، به دلیل بی میلی به داشت فرزند بیشتر می شود.

ازاین رودر شرایط فعلی اقتصادی که بیکاری به مساله ای بحرانی درجامعه تبدیل شده است، ضروری است که مسئولان وکارفرمایان مردان را در اولویت استخدام قراردهند ومدعیان حقوق زنان نیز به این نکته توجه کنند که وقتی مردی شغل پیدا می کند زنی هم شوهردارمی شود ولی عکس آن صحیح نیست.

باید مسئولان از استثمار واستفاده تجاری از زنانجلوگیری کنند وبا توجه به شرایط فعلی اقتصادی اولویت کاررادرمکان هایی که نیاز به حضور زنان ضروری نیست به مردان اختصاص دهند.

خانواده ها نیز باید باهوشیاری از این مساله به آسانی گذرنکنند و مانع از سوء استفادهاز بانوان در مراکز ی چون پست بانک ها ، د فاتربیمه و فروشگاه ها شوند.داوود قادرزاده

  • داوود قادرزاده

انبوه فارغ التحصیلان دانشگاهی ونبود اشتغال موجب شده است که هرجایی ازشهرپرازمشاغل غیرمولدوتکراری باشد،رشدقارچ گونه واحدهای صنفی به شیوه ای است که طبق گزارشی که دراقتصادآنلاین منتشرشده« تعداد واحدهای صنفی در ایران بیش از 7برابر نرم جهانی است؛ چراکه به تعداد هر 30نفر یک واحد صنفی در کشور وجود دارد. در حالی که این رقم در اروپا و امریکا بین 700 تا یک‌هزار نفر است.».این مساله باعث ایجادرقابت ناسالم وبه طبع آن کاهش سطح درآمداصناف وفقروازهمه مهمترایجادبیکاری پنهان وهدررفتن سرمایه انسانی کشورشده است.

همچنین افزایش قارچ گونه مغازه ها موجب افزایش دلالی، سفته‌بازی و واسطه‌گری ،کاهش قدرت انتخاب مصرف‌کنندگان به دلیل فراهم نبودن امکان ارائه انواع مختلف از یک کالا، افزایش حجم ترافیک در شهرها و...شده است.دراین میان آن چه کمتربه آن توجه شده است.خلاقیت در کار و ایجاد فرصت های جدید اقتصادی و تولیدی و خلق ارزش جدیدوبه اصطلاح کارآفرینی است.ازآنجاکه اکثرفارغ التحصیلان دانشگاهی فاقد مهارت های لازم برای ایجادکارآفرینی واشتغال هستندکمتربه این مسئله توجه کرده وتنهابا بررسی چند واحدصنفی پررونق ،به راه اندازی کسب وکاراقدام می کنند.به طوری که دربعضی مناطق تعدادسوپرمارکت ها ،آرایشگاه ها وموبایل فروشی هاو... به طرزقارچ گونه ای افزایش یافته است وهرروزبه تعدادشان افزوده می شود.

▪️اینجاست که مسئولین وعلی الخصوص مراکزآموزشی بایدنسبت به ترویج فرهنگ کارآفرینی وحمایت ازطرح های  کارآفرینی به عنوان حلقه مفقوده اقتصادکشوراقدامی اساسی انجام دهند وباایجاداقدامات تشویقی وحمایتی هم جلوی رشدقارچ گونه واحدهای صنفی دررسته های مختلف رابگیرندوهم توجه جوانان رابه عنوان نیروی فعال کشوربه کارآفرینی وایجاد مشاغل جدید فراهم نمایند.

نویسنده:داوود قادرزاده

 

  • داوود قادرزاده

تصور کن یک روز صبح که از خواب بیدار میشی ببینی به جز خودت هیچ کس توی دنیا نیست و تو صاحب تمام ثروت زمین هستی..

 اون روز چه لباسی می پوشی؟
چه طلایی به خودت آویزون می کنی؟
با چه ماشینی گردش می کنی؟
 کدوم خونه رو برای زندگی انتخاب می کنی؟
شاید یک نصفه روز از هیجان این همه ثروت به وجد بیای اما کم کم می فهمی حقیقت چیه.

 وقتی هیچ کس نیست که احساستو باهاش تقسیم کنی، لباس جدیدتو ببینه.

 برای ماشینت ذوق کنه، باهات بیاد گردش، کنارت غذا بخوره، همه این داشته هات برات پوچه .دیگه رانندگی با وانت یا پورشه برات فرقی نداره.
خونه دو هزار متری با 45 متری برات یکی میشه طلای 24 عیار توی گردنت خوشحالت نمی کنه.
همه ی اسباب شادی هست
 اما هیچ کدومشون شادت نمی کنه چون کسی نیست که شادیتو باهاش تقسیم کنی.

 اون وقته که می بینی چقدر وجود آدم ها با ارزشه چقدر هر چیزی هر چند کوچیک و ناقص با دیگران بزرگ و با ارزشه          توسطM

  • داوود قادرزاده

چرخ گردون چه بخندد،،،
چه نخندد،،،
 تو بخند...
 مشکلی گر تو را،،،
راه ببندد!!!
تو بخند...
گر دلت از غم و غصه برنجد...
تو بخند.....

 

  • داوود قادرزاده

مرد فقیرى بود که همسرش کره مى ساخت .

 

زن کره ها را به صورت دایره های یک کیلویى مى ساخت و مرد آنرا به یکى از بقالى های شهر مى فروخت و مایحتاج خانه را مى خرید.

روزى مرد بقال به اندازه کره ها شک کرد و آنها را وزن کرد . اندازه هر کره ۹۰۰ گرم بود.
او عصبانى شد و به مرد فقیر گفت:
دیگر از تو کره نمى خرم، تو کره را به عنوان یک کیلو به من مى فروختى در حالى که وزن آن ۹۰۰ گرم است!

مرد فقیر سرش را پایین انداخت و گفت:
ما ترازویی نداریم و یک کیلو شکر از شما خریدیم و آن را به عنوان وزنه قرار مى دادیم                       

ازطرفM

 

  • داوود قادرزاده

دنیا به شایستگی هایت پاسخ می دهد نه به آرزوهایت!  پس شایسته آرزوهایت باش ...!  به هر کس نیکی کنی او را ساخته‌ای و به هر کس بدی کنی به او باخته‌ای.

دنیا به شایستگی هایت پاسخ می دهد
نه به آرزوهایت!
پس شایسته آرزوهایت باش ...!
به هر کس نیکی کنی او را ساخته‌ای
و به هر کس بدی کنی به او باخته‌ای.

 

  • داوود قادرزاده

از سایه ی سنگین تو من کمترم آیا؟

بگذار به دنبال تو خود را بکشانم

ای عشق، مرا بیشتر از پیش بمیران

آنقدر که تا دیدن او زنده بمانم

 

  • داوود قادرزاده
درس خواندن درپیام نوربزرگترین اشتباه زندگیم بود
  • داوود قادرزاده


بوقلمونی، گاوی بدید و گفت: در آرزوی پروازم، اما چگونه، ندانم.

گاو پاسخ داد: گر ز پِهِن من خوری، قدرت بر
بالهایت فتد و پرواز کنی.
بوقلمون خورد و بر شاخی نشست! تیراندازی ماهر، بوقلمون را بر درخت بدید، تیری بر آن نگون بخت بینداخت و هلاکش نمود...
شاید با خوردن هر گندی به بالا برسید، اما مطمئن باشید که در بالا نخواهید ماند!

"فرانسیس"

ازطرفMarya

  • داوود قادرزاده

آدمایی که جای حرف زدن می نویسن، خطرناکن!
درست مثل همون مصدومایی که خونریزی داخلی دارن و ناغافل خط ممتد، سوت می کشه رو مانیتور زندگیشون ...
 بی درد و بی علامت!
آدمایی که می نویسن مدت مدیدی توو سکوت بودن،
توو انزوای دسته جمعی،
 از همونایی که مثل همون کلانتر کارتونی دوران بچگی مون،
هیچکس نمی فهمه چی میگذره
 توو قلب طلایی یی که پشت ستاره ی حلبی چهره شون پنهون کردن...
آدمایی که می نویسن ،
اونقدر می نویسن تا یه روز جوهر احساس شون خشک بشه و بعد خودشون می شن نقش اول قصه های ناتموم بقیه...
 درست مثل مجنون که اونقدر "مشق نام لیلا " کرد که بالاخره مرد!
 آره؛ مرد!
آدمایی که جای حرف زدن می نویسن، آلارم نمی دن؛
سوپاپ اطمینان هم ندارن..
فقط یهو می ریزن...
کاملا یهو!

👤 ناهید سعادتیان

 

  • داوود قادرزاده